در من هزار موج دعـا گريه می کند
15 اسفند 1402 توسط دل تنگ نجف
در من هزار موج دعـا گريه می کند باران ز چشم پنجره ها گريه می کند در گوشه ی حياط تو در حوض جمکران باشوق و بی صدا و رهـا گـريه می کند از من چه مانده است به جز شوق وصل تو فوارهای که سر به هـوا گريه می کند تا کـی به بـومـهـا بکشم انتظار را اين شعر ناسروده… بیشتر »