عید آمد و دل از غم دیرینه شد آزاد
02 اسفند 1402 توسط دل تنگ نجف
عید آمد و دل از غم دیرینه شد آزاد چشمم به دستان حسین بن علی افتاد دارد در آغوشش عجب شهزاده ای زیبا غرقِ طوافش ماه و خورشید و نسیم و باد از دست اربابم رسید عیدی جانانی ویرانه ی قلبِ منِ آشفته شد آباد خَلقاً وَ خُلقاً مصطفی بود و محمد بود در غالب حیدر… بیشتر »