جمعه با فراق
17 آذر 1402 توسط دل تنگ نجف
بیا که شب ز فراق تو بی سحر مانده بیا که داغ فراق تو بر جگر مانده بیا که دیده ی عالم دگر ندارد تاب ز فرط گریه برای تو بی گوهر مانده الا که یوسف حسنی ز اوج هجرانت هزار حضرت یعقوب بی پسر مانده بیا که رنگ خزان دارد آرزوهامان بیا که باغ امید تو بی ثمر مانده… بیشتر »