یاس کبود

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

جنسِ بُنجُل که گفته‌اند منم

02 شهریور 1404 توسط دل تنگ نجف

🩸جنسِ بُنجُل که گفته‌اند منم
خوب‌ها را ز بد سوا کردند
تا به خود آمدیم، فرصت رفت
ما رسیدیم، سفره تا کردند

🩸به مرامت قسم که بیجا نیست
انتظاری که از شما دارم
جنسِ بد بیخِ ریشِ صاحب‌هاست
به همه گفته‌ام تو را دارم

🩸کم مگر گریه کرده بودم که
سهمم امسال بی‌قراری شد
مانده از کربلا و رانده ز طوس
اشک‌هایم دوباره جاری شد

🩸هرکسی از عزیز جا مانده
وضعِ زارش همیشه غمگین است
حرفِ معصومه است، باور کن
روضه‌هایِ فراق سنگین است

🩸چقدر خواهری برایت کرد
آخرش تو غریب جان دادی
جایِ دامانِ خواهرت بر خاک
سَرِ خود را تکان تکان دادی

🩸بر سَرِ خود عبا کشیده‌ای و
بینِ آن حُجره دست و پا زده‌ای
جایِ شکرش هنوز هم باقی‌ست
مادرت را اگر صدا زده‌ای

🩸من خبر دارم از شهیدی که
نتوانست دست و پا بزند
آخرش هم نشد که مادر را
محضِ یک‌بار هم صدا بزند

🩸به دو علت نشد، یکی اینکه
طفلِ شش‌ماهه را زبانی نیست
دومین علتش هم این بوده
در گلویِ بُریده جانی نیست

🩸همه‌یِ آرزویِ مادرها
روزِ دامادیِ پسر این است
پسرش را بغل کُنَد مادر
بس که این اتفاق شیرین است

🩸حیف، سهمِ رباب از اصغر
نیمی‌اش پشتِ خیمه‌ها افتاد
نیمی از سهمِ دیگرش صدبار
بی‌تعادل به زیرِ پا افتاد

 نظر دهید »

مسلمان و پرهیز از #افراط و #تفریط

12 مرداد 1404 توسط دل تنگ نجف

⭕️مسلمان و پرهیز از #افراط و #تفریط

🔹 وَ کذلِک جَعَلْناکمْ امَّةً وَسَطاً لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ وَ یکونَ الرَّسولُ عَلَیکمْ شَهیداً… (بقره/۱۴۳)
یکی از علامت‌های مسلمانی، پیدا کردن راه معتدل و میانه است که میان راه‌های افراطی و تفریطی، میان تندروی‏‌ها و کندروی‌‏هاست.

👈جمله‌ای در حدیث وارد شده است که: إنَّ لَنا فی کلِّ خَلَفٍ عُدولًا ینْفونَ تَحْریفَ الْغالینَ وَ انْتِحالَ الْمُبْطِلینَ‏.

🔹ائمه(ع) فرموده‌اند در هر نسلی طبقه معتدلی وجود دارد که از طرفی جلو افراط‌کاری #غلوکنندگان را می‌گیرند، تحریفاتی را که از ناحیه غلوکنندگان پیدا می‌شود نفی می‌کنند، و از طرف دیگر نسبت‌هایی را که مردم مبطل و مخالف ایجاد می‌کنند نفی می‌کنند؛ به عبارت دیگر هم جلو ضرر دوستان را می‌گیرند و هم جلو ضرر دشمنان را. ضرر تنها از ناحیه دشمن نمی‌رسد. گاهی از ناحیه دوست ضررهایی می‌رسد که خطرش از ضرری که از ناحیه دشمن می‌رسد بیشتر و بالاتر است.

📗 شهید مطهری/اسلام و نیازهای زمان، ج۱، ص۵۵

 نظر دهید »

با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم

12 مرداد 1404 توسط دل تنگ نجف

با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم
بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم
این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین
پس با زبان حال خودم گریه می‌کنم
حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین
گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم
می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟
بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم
گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم
بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم
من آن کبوترم که ز شلاق ها هنوز
هر شب ز درد بال خودم گریه می‌کنم
ای بهترین برادر دنیا برای تو
تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم

همه با دست پُر از كرب و بلا مى رفتند
غير زينب كه همه زندگى اش غارت شد
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #ارباب_بی_کفن
#به_یاد_شهدای مدافع وطن
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

 نظر دهید »

بدجور دلشکسته ای و گریه می‌کنی

03 مرداد 1404 توسط دل تنگ نجف

بدجور دلشکسته ای و گریه می‌کنی
از اشک چهره شسته ای و گریه می‌کنی
بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم
بر خاکها نشسته ای و گریه می‌کنی
امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن
امشب عجیب خسته‌ای و گریه می‌کنی
خونِ جگر برای شما قوت شب شده
با ناله عهد بسته‌ای و گریه می‌کنی
زنجیرها که پشتِ تو را زخم کرده‌اند
هر روز بینِ دسته‌ای و گریه می‌کنی
هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز
یک گوشه نشسته‌ای و گریه می‌کنی
آبی بزن به صورتِ مادر، زِ دست رفت
چون مادرت شکسته‌ای و گریه می‌کنی
#نـوكــر_نـوشــت:
#مـهـدی_جــان
تو بیا #روضه بخوان گریه به پایش با ما
جان ‌سپـردن ز غــم کـرب و بلایش با ما
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهدا_
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

 نظر دهید »

لب تشنه غرق خون شدی آخر، زبانم لال

23 تیر 1404 توسط دل تنگ نجف

لب تشنه غرق خون شدی آخر، زبانم لال
پا میکشی بر خاکِ دور و بر، زبانم لال
سرنیزه ها در پیکرت محکم فرو رفتند
محکم، چنانکه زرد شد پیکر، زبانم لال
میکرد اثر زهری که بر سرنیزه ها دادند
هر لحظه میشد حال تو بدتر، زبانم لال
شمرآمد و شد قتلگاهت گوشه ی گودال
زد بی ه وا بر حنجرت خنجر، زبانم لال
افتاد بی رحمانه موهایِ تو در دستش
افتاد یک گوشه تنت بی «سر»، زبانم لال
انگشتِ تو افتاد زیر تیغِ یک نامرد
شد غرقِ در خونِ تو انگشتر، زبانم لال
یک لحظه بین خاک و خون چشمت تکانی خورد
از داغ تو افتاد تا خواهر، زبانم لال
میبُرد با خود خاطراتِ خوبِ مادر را
پیراهنت را بُرد، ای مادر، زبانم لال
رفتند و برگشتند، دیدم حرمله هر بار
انداخت نعلِ تازه ای دیگر، زبانم لال

تا سرت بر نیزه دیدم ای هلالِ یک شبه
سرزدم برمحمل و روضه نمایان شد حسین
#صلی_الله_عليک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #ارباب_بی_کفن
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • ...
  • 11
  • ...
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 212
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

یاس کبود

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
    • فاطمه اطهر(س)
  • علوم قرآن و حدیث
  • احکام
  • اخلاق و تربیت
  • شهدا
  • پزشکی
  • اعتقادی
  • مشاوره و سبک زندگی
  • مناسبت ها و مسائل روز

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس