ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانیها
23 اردیبهشت 1404 توسط دل تنگ نجف
ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانیها غرق شو غرقِ خودت غرقِ پریشانیها زَرق و برق بدلیجات اسیرت نکند ماه را گم نکنی بینِ چراغانیها جان به لب آمد و جانانِ جهان بازنگشت جان گرفتند ز بی جانی ما جانیها خسته ام خسته از این بی عملیها خسته خسته از حرف زدنها و… بیشتر »