می سوخت و در سینه آهی شعله ور داشت
06 دی 1402 توسط دل تنگ نجف
می سوخت و در سینه آهی شعله ور داشت از بعد زهرا حال و روزی خون جگر داشت با دیدن چشمان حیدر گریه می کرد از غصه های هر شب و روزش خبر داشت جانها فدای آنکه به طفلان زهرا از هر کس دیگر ارادت بیشتر داشت نذر حسینش کرده بود هر بچه اش را ان مادری که دامنش… بیشتر »